شیرین زبون ِ من
پسوورد وبلاگ رو گم کرده بودم ، برای همین یکسال نتونستم چیزی بنویسم .
تو این مدت خیلی بزرگ شدی ، کارهای زیادی انجام میدی .
پله ها رو با کمک من میری بالا - هر اهنگی رو که بابات گوش کنه همون رو دوس داری گوش کنی - وقتی بهت میگم به بابا بگو ماشین بخره ، میگی مِتی پول ندائه - وقتی تو اتاقت داری شیطونی میکنی میام بالا سرت میگی نَزیدم ( ترسیدم ).
خاله فائزه بهت یاد داده اسم خودتو و من و باباتو با امیر علی رو بخونی ، یعنی وقتی مینویسه و ازت میپرسه همه رو درست میگی .
یاد گرفتی جیشتم میگی .
هر موقع سوار سه چرخت میشی میگی مِتی خئیده (خریده) -اردیبهشت واست خرید .
همش هم خونه خاله اینا ئیم ، تو با امیر علی بازی میکنید .
با بابات میری تو اتاق ، من که میام تو اتاق با بابات حرف بزنم میگی بئو بیئون ( برو بیرون ) .
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


شیرین زبون ِ من
